یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۴
ریشه‌های قرآنی جهاد فعال بازدارنده در مقابل دشمن جنگباره

جهاد یکی از احکام اجتماعی قطعی اسلام است. جنگ قصاصی، و مقابله به مثل یک سطح از جهاد دفاعی با دشمنانی است که بر جان یا مال و سرزمین مسلمانان تجاوز کرده اند. مقابله به مثل، شیوه ای از جهاد به حسب شرایط خاص جهت برخورد با متجاوزان است. تقاص یک اصل قانونی است که براساس آن فرد یا جامعه مورد ستم، حق دارد در دفاع از خود، به میزان تعدی واکنش متقابل نشان دهد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، حجت الاسلام والمسلمین محمدباقر سعیدی روشن رئیس پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در نوشتاری با موضوع «قرآن، جهاد فعال باز دارنده در مقابل دشمن جنگباره» آورده است:

۱. جهاد یکی از احکام اجتماعی قطعی اسلام است. جنگ قصاصی، و مقابله به مثل یک سطح از جهاد دفاعی با دشمنانی است که بر جان یا مال و سرزمین مسلمانان تجاوز کرده اند. مقابله به مثل، شیوه ای از جهاد به حسب شرایط خاص جهت برخورد با متجاوزان است. تقاص یک اصل قانونی است که براساس آن فرد یا جامعه مورد ستم، حق دارد در دفاع از خود، به میزان تعدی واکنش متقابل نشان دهد.

مبنای این اصل افزون برعقل و فطرت، (جعفر مرتضی، الإسلام ومبدأ المقابلة بالمثل)، یاعرف (عمید زنجانی، فقه سیاسی ج ۳)، بیان قرآن و روایات اهلبیت (ع) است. معروفترین آیه قرآن دراین مسأله آیه اعتداء است.«فَمَنِ اعْتَدَیٰ عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَیٰ عَلَیْکُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّهَ» (سوره بقره، ۱۹۴)؛ پس هر کس بر شما تعدی کرد همان گونه که بر شما تعرض کرده بر او تعدی کنید و از خدا پروا دارید. براساس نظر همه مفسران این عبارت با صراحت براصل قانونی مقابله به مثل دلالت دارد.

۲. اما مسأله مهمتر این است که آیا قانون اسلام برای مقابله با سران کفر و طاغوت و دشمنان جنگ طلب که پیوسته مترصد جنگ و تجاوز علیه مسلمانان هستند، تنها روش تدافعی و مقابله به مثل است؟ یا آن که قوانین اجتماعی اسلام به منظور بقای دین و ارزش های الهی درجامعه و صیانت از مومنان راستین، سطوح دیگری از جهاد فعال با دشمنان جنگباره را تشریع کرده است که عمل به آن شیوه از جهاد، زمینه تفوق جبهه حق و هزیمت جبهه باطل است؟ مطالعه آیات گوناگون قرآن نشان می دهد که خدای متعال با نظر به واقعیت های حیات اجتماعی و مصالح نفس‌الامری نوع انسان دستور راهبردی خاصی، افزون بر شیوه جهاد تدافعی و تقاصی دارد که در راستای دفع فتنه و خشکاندن ریشه طغیانگران سلطه‌جوی حق‌ستیز و بسط توحید به عنوان اساسی‌ترین حق انسان است.

این نوع جنگ دفاعی اسلام، وجوب جهاد با دشمنان توسعه طلبی است که به منظور سلطه برمنابع مادی و یا دینی و فرهنگی مسلمانان، پیوسته در مقام طرح ها و برنامه های گوناگون جنگی، و مترصّد هر نوع تجاوز به مال، جان، ناموس و مقدسات دینی مسلمانان هستند. در چنین شرایط خداوند برمسلمانان واجب کرده است که با نقشه ریزان جنگی، بجنگند تا آنان را ازتجاوز بازدارند.

ضرورت این نوع جنگ دفاعی فعال و بازدارنده بردلایل گوناگون عقلی و نقلی ابتنا دارد. قرآن کریم به مثابه یک نقشه راه همه جانبه و کامل الهی برای زندگی مادی و معنوی و فردی و اجتماعی انسان، مسلمانان را مکلف کرده است که در مقابل زورگویان حق‌ستیز بایستند و مانع تجاوز فتنه جویان برجان و مال و عِرض و دین مومنان شوند و از حق خود و حق توحید دفاع کنند. تدبیر الهی این است که در جامعه انسانی، از حق دفاع شود و از توسعه طلبی، فساد و سلطه مطلق باطل جلوگیری شود.« وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرًا وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ»(سوره حج، ۴۰)

قرآن علاوه بر دستور«آمادگی همه جانبه» مسلمانان جهت بازدارندگی و «ارهاب» دشمنان خدا و مومنان، (سوره انفال، ۶۰) چند دستور ویژه برای جنگ دفاعی «بازدارنده» به هدف دفع شردشمنان جنگ طلب و نابودی آنان تشریع کرده است.
در این نوشته کوتاه تنها به چند آیه پیوسته سوره بقره اشاره می شود. در آیه نخست این مجموعه می فرماید: «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا» (سوره بقره،۱۹۰) امر«قتال» در این آیه، در مورد دشمنانی است که «طرح و برنامه و نقشه جنگ» با مسلمانان را دارند. دستور آیه این نیست که اگر آنها با شما جنگیدند، شما هم با آنان بجنگید، بلکه امرآیه این است که: مسلمانان باید با دشمنانی که درتدارک جنگ و کشتار آنان هستند بجنگند. ( تفسیرالمیزان ) به گفته دیگر، عبارت «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ» ناظر به شأنیت است نه فعلیت؛ یعنی کسانی که در شرایط ستیز و نبرد با شما هستند و درتدارک ابزارجنگ با شما هستند، با آنان بجنگید، نه این که اگرآنان با شما قتال کردند، شما هم با آنان قتال کنید. بنابراین مفاد آیه ناظر به مقاتله شأنی است یعنی کسانی که با شما خصومت و ستیز دارند، بجنگید. (تفسیرتسنیم) بنابراین «الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ»، نه مفید شرط است، که: اگر آنها قتال کردند شما هم قتال کنید؛ نه قید احترازی است، یعنی کسانی که بالفعل با شما مقاتله نمی‌کنند با آنها مقاتله نکنید، بلکه عنوان مُشیر برای کفار و مشرکان ستیزه جوست. (تفسیرالمیزان) مثل این که ما دعا می‌کنیم خدایا رزمنده ها را پیروز کن، یک وصف شأنی و شامل رزمندگان آماده دفاع است؛ هر چند آنان هم اکنون درحال حمله نباشند. الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ هم این گونه است یعنی کفاری که برنامه آنها جنگ با شماست، بجنگید و به آنها مهلت ندهید.

سپس در آیه بعد دستورصریح می‌دهد که: «وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ» (سوره بقره، ۱۹۱)؛ همین دشمنان توطئه گر و کافران حربی را که با شما سر جنگ دارند، هرکجا یافتید، بکشید. این عبارت نیز دلالت بر وجوب قتل کافران جنگ طلب دارد که برنامه جنگ با مسلمانان را دارند، نه کافرانی که اقدام به جنگ کرده اند. سپس به مفهوم کلیدی «فتنه» تکیه می کند. «وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ» دلیل وجوب قتل آنها «فتنه انگیزی» است. فتنه به معنی دسیسه و فساد است و در این جا به قرینه مقابله شرک و ریشه فساد است.

و آیه شریفه بعد مفهوم کلیدی دیگری را پیش می کشد: «فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ» (سوره بقره، ۱۹۲) ؛ انتهاء، بازایستادن، و خودداری کردن است. مفهوم «انتهوا» درهم نشینی با دو صفت «غفور و رحیم» برای خدای متعال، قرینه است که این بازایستادن، همان دست کشیدن از شرک؛ یعنی ریشه دسیسه و شرانگیزی است. بنابراین دو مفهوم «فتنه» و «انتهوا» ناظر به هدف جنگ است. یعنی نقطه پایان این جنگ باید دفع فتنه و طغیان باشد.

و سرانجام آیه شریفه ۱۹۳سوره بقره، چهار مفهوم کلیدی را در چند عبارت هدف روشن این نوع جنگ دفاعی پیشگیرانه و فعال قرار می دهد. «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّی لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَی الظَّالِمِینَ»

گزاره اول آیه وظیفه جهاد با کفار حربی را دفع فتنه می داند. «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّی لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ»

گزاره دوم تکیه برعبارت «فَإِنِ انْتَهَوْا» است. این عبارت پیشتر همراه با صفت غفران و رحمت خدا در آیه پیشین، و بار دیگر همراه با نفی و اثبات دشمنی جز با ستمگران «فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَی الظَّالِمِینَ» بیان شده است. دو مفهوم کلیدی«انتهاء و ظالمین»، نیز تکیه بر هدف جهاد دفاعی مسلمانان با دشمنان ستیزه ورز را ترسیم می کند. آیه شریفه مفهوم «عدوان» یعنی جنگ را برمفهوم «الظالمین» مربوط می سازد. یعنی سبب جنگ با کافران توأم بودن کفر ایشان با عدوان و ستم پیشگی است. و گرنه قرآن با کافر صرفا به خاطر کفر، امر به جنگ ندارد بلکه امر به نیکی و عدل نیز دارد. (سوره ممتحنه، ۸)

گزاره سوم نیز برغایت جهاد دفاعی، علیه کفار جنگ طلب را «استقرارحاکمیت دین اسلام» می داند. «وَیَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ»

گزاره چهارم به صورت مشخص تر علت وجوب جنگ دفاعی فعال و پیش دستانه علیه کافران را، کفر توأم با زورگویی و ستم پیشگی آنها می شمرد. «فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَی الظَّالِمِینَ» پس جنگ بر ضد ستمگران برای دفع ستم‌ورزی آنان است. انتهاء، بازایستادن و خودداری است. خودداری از جنگ یا از شرک. «عدوان» در این جا همان جنگ است. پس وجوب جهاد دفاعی ابتدایی برای دفع فتنه شرک و ستمکاری برانسان هاست.

آیات فوق در یک نگاه راهبردی، دستورالعمل گویا و نقشه راه کامل مواجهه مسلمانان با دشمنان حق ستیز وکین ورز را ترسیم می کند که در پی توطئه و تدارک جنگ علیه آنان هستند. درآغاز فرمود: «َ قَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ»؛ در راه خدا با کسانی که با شما می ‏جنگند بجنگید. در پایان نیز فرمود: «قَاتِلُوهُمْ حَتَّی لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَی الظَّالِمِینَ» با آنان بجنگید تا دیگر فتنه‏ ای نباشد و دین از آن خدا شود، پس اگر دست برداشتند، جنگ جز بر ستمکاران روا نیست. پس راهبرد قاطع قرآن در مواجهه با مشرکان ستیزه جو، اقدام درخشکاندن ریشه‌ فتنه، و استقرار حاکمیت دین خداست. آشکار است که این دستور، فراتر ازعمل متقابل و مقابله به مثل، از پی تجاوز آنهاست. بلکه این دستور یک راهبرد اساسی و نقشه راه پیش بَرنده است. این دستور وظیفه عینی حکمرانان جامعه اسلامی را درمقابل تهدیدهای دشمنان جنگ طلب معیّن می کند. وظیفه آنها این است که با اشراف بر موقعیت و نقشه های شوم استعمارگران جهانی و دشمنان آیینی جنگ طلب، با اقدام پیشگیرانه فعال و بازدارنده، ریشه فتنه را بَرکَنند تا مسلمانان صیانت شوند و توحید استقرار یابد. این رویکرد قرآن، به واقع همان نگرش فرهنگی و تمدنی به جنگ با کفار شرور است که هدف اساسی آنها نابود کردن فرهنگ، ارزش ها و تمدن توحیدی مسلمانان است. «وَلَا یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّی یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا» (سوره بقره، ۲۱۷) عامل اصلی این خصومت، همان است که فکر توحیدی و اندیشه استقلال جویانه و سلطه ناپذیر اسلامی؛ «وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» (سوره نساء، ۱۴۱)، سدی پولادین در برابر سلطه جویان اهریمن صفت است.

۳. نکته شگفت این آیات، فراز پایانی آنهاست که برعنصر تقوا، و نوید معیت و نصرت الهی تأکید دارد. «وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ» (سوره بقره، ۱۹۴)؛ از خدا پروا دارید و بدانید که خدا با تقواپیشگان است. طبیعی است که پای نهادن در جهاد با دشمنان جنگاور با عِدّه وعُدّه ی فراوان و هیمنه هراسناک، نیازمند ایمان قوی و تقوای لازم و مجاهدت و مقاومت و اعتماد کامل به امداد الهی، و نهراسیدن از هیمنه و ابزارهای مادی دشمن است.همچنان که امر به تقوا معطوف به همان مفهوم « فِی سَبِیلِ اللَّهِ» درآیه نخست این مجموعه است. یعنی قتال مومنان با کافران حربی وقتی به فرجام الهی خود می رسد که در راه تقرب به خدای متعال و همراه با تقوا باشد.(حسن فعلی و حسن فاعلی) این همه اگر فراهم بود، معیت خاص و نصرت الهی را همراه دارد. و همین نکته قوام بخش جهاد با کافران حربی، بعینه در سوره توبه و در فرمان نبرد همه جانبه و فعال با مشرکان متخاصم نیز بیان شده است. «َقَاتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَافَّةً کَمَا یُقَاتِلُونَکُمْ کَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ» (سوره توبه، ۳۶)؛ و همگی با مشرکان بجنگید چنانکه آنان همگی با شما می ‏جنگند و بدانید که خدا با پرهیزگاران است.
۴. شرایط امروز ما با آمریکا و رژیم صهیونیستی از کدام سنخ است؟ آیا این کفار حربی یک بار به جان و مال این مرز و بوم و ملت، تعدی کرده اند و ضربه زده اند و رفته اند، و وظیفه ما در قبال اینها مقابله به مثل است و بس؟ یا این متجاوزان پیوسته نقشه های گوناگون جنگی خود را علیه ایران بروزو رسانی می کنند و در پی آن اند که بهر نحو ممکن به این ملک ملت و آئین آسیب رسانند؟ اگر چنین است، چرا متصدیان مباشر امورکشور در نازلترین سطح مقابله به مثل توقف کرده، و به دشمنِ در بالاترین شریط آرایش جنگی، نازلترین سطح پیام، توأم با اگر و مگرارسال می کنند؟!

به نظر می رسد که دو نقطه محل اشکال جدی است: نخست این که حلقه متصدیان مباشر تصمیم گیرکشور، هرچند مسلمان اند ولی غالب، فاقد نگاه دقیق معرفتی اعتقادی قرآنی، و ایمان کافی به حضور و نقش عینی خدای متعال و امداد او به مومنان مجاهد اند؛ دو دیگر، این جمع چنان که بایسته است ایمان و اعتقاد کافی به نقش اراده مردم متدین ندارند. همان دو عنصری که منشأ حرکت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در پیشبرد نهضت اسلامی بود، و قائد شهید امت درتمام حیات پربارخود با تمام وجود به آن دو اذعان داشت، و رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای، در همه پیام های خود بر آن دو تأکید دارد: عنایت الهی و نقش مردم!

ناصحانه و خیر خواهانه به همه دست اندرکاران امور کشور توصیه دارم از چارچوب های عرفی عبور کنید، به قدرت خدای سبحان اعتماد کنید، به درایت و استواری رهبر معظم انقلاب و اراده های استوار مردم مومن بیش از سه ماه حاضر در خیابان و به نیروی مجاهدان میدان و به ظرفیت های بی شمار این کشور باور بیاورید و با توطین صادقانه و بی پیرایه به خواست رهبری معظم، با نهایت صلابت و قوت ومطابق دستور قرآن، با جهاد فعال و پیشگیرانه و کوبنده و نه منفعل و منتظر در مقابل دشمن ایستادگی کنید، تا پیچ تاریخ جهان در این نقطه فوق العاده حساس در مسیر پیروزی جبهه حق پیش رود و سعادت جاودانی را برای خود رقم زنید. و بدانید کمترین لغزش و کوچکترین انحراف شما از این هدف والا، سبب خسران ابدی خواهد بود.

۵. در هر روی تکلیف جنگ دفاعی در مقابل دشمنان پیوسته در شرارت و جنگ را قرآن، اقدام فعال بازدارنده و نابود کننده دانسته، نه مقابله به مثل. بی گمان خدای آگاه به مصالح احکام می دانسته است که در مواجهه با دشمنان کین‌ورز مصممّ به نابودی مسلمانان، مقابله به مثل اثربخش نمی باشد. فلذا تکلیف را اقدام پیشگیرانه فعال و بازدارنده و نابود کننده دانسته است.

از این رو به عنوان یک محقق مطالعات اسلامی به مسئولان محترم نظام و مباشران امور کشور توصیه اکید دارم که پایبندی ایمانی خود را در عمل به این وظیفه اجتماعی قرآن اثبات کنند و مطمئن باشند با عمل به دستور خداوند پیروزی بر خصم حتمی خواهد بود. درغیر این صورت، آسیب پذیری جامعه و نظام اسلامی در مقابل چنین دشمنانی بیشتر و جبران ناپذیرتر خواهد بود. امروز بر اساس مطالعات دقیق که چندان دشوار هم نیست به قلب آمریکای زبون؛ یعنی اسرائیل پیوسته آدم کش ضربه های لاینقطع بزنید، رگ های حیاتی و شریان های وجودی آمریکا (نیروهای شیطانی، ناوها، کابل ها، زیرساخت های فناوری اطلاعات، چاه های نفت و...) را قطع کنید. فرصت آرامش و آرایش را از دشمن بگیرید مطمئن باشید دشمن از شما آسیب پذیرتراست. « وَلَا تَهِنُوا فِی ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یَرْجُونَ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا» (سوره نساء، ۱۰۴)؛ و در تعقیب گروه [دشمنان] سستی نورزید اگر شما درد می ‏کشید آنان نیز همان گونه که شما درد می ‏کشید درد می ‏کشند و حال آن که شما چیزهایی از خدا امید دارید که آنها امید ندارند و خدا همواره دانای سنجیده‏ کار است.

ولاحول ولاقوه الا بالله العلی العظیم

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha